تبلیغات
منتظران امام مهدی (عج)

قالب وبلاگ


منتظران امام مهدی (عج)
فعالیت در زمینه مهدویت و آخرالزمان و اخبار جهان اسلام و شناخت فراماسونری و شیطان پرستی و جنگ نرم و ... 
نظر سنجی
لطفا نظرتون رو راجع به وبلاگ بگید؟




ذکرهای قدسی زیر در وضعیتها و اتفاقات پیش آمده خوش و ناگوار جهت ایجا ارتباط صمیمی  باخداوند  توصیه شده است پیامبر اسلام(ص) از خداوند تبارک وتعالی در یک حدیث قدسی چنین نقل کرده اند که خداوند فرمود :
آماده ام کرده ام برای :
1- هر هول و هراسی : لا اله الا الله
2-هر هم و غمی: ماشاء الله
3-هرنعمتی: الحمدلله
4-هرحاجتی: الشکر الله
5-هرگناهی: استغفرالله
6-هر مصیبتی: انا لله و انا الیه راجعون
7-هر تنگنایی: حسبی الله
8-هرقضا وقدری: توکلت علی الله
9-هر دشمنی: اعتصمت بالله
10-هر طاعت ومصیبتی : لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
11-هر چیز شگفت آوری: سبحان الله
 
                                  "ودر هر زمان صلوات بر محمد و آل محمد فراموش نشود"

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

به این مطلب امتیاز دهید:

موضوعات: اخبار مهدویت و جهان اسلام،
[ یکشنبه 2 مهر 1391 ] [ 11:49 ب.ظ ] [ سامان کوه گرد ]
چشمانتان را ببندید و زمانی را به یاد آورید که حتی ذره ای خود را بخاطر زیبایی و هیکل بی نظیرتان، یا داشتن دوستان متعدد از جنس مخالف و داشتن رابطه با آن ها؛ تافته ای جدا از سایر بافته ها دانستید.

هنوز چشمانتان بسته است؟ یادتان هست، بخاطر رتبه ی خوبتان چقدر دل دوستان را شکستید؟ یادتان است که بخاطر پول پدرتان و منسب ایشان چقدر برای خود، ارج و قرب قائل بودید؟ یادتان هست که بخاطر داشتن کوچکترین چیزها و یا حتی نداشتن بعضی چیزها، چقدر به دیگران فخر فروختید؟ یادتان هست بخاطر محل سکونتتان، چقدر برای پایین شهری ها پشت چشم نازک کرده اید؟ یادتان می آید، چقدر برای صفات نه چندان پسندیده؛ برای خود دیسیپلین داشتید؟

به نظرم اگر این ها و خیلی چیزهای دیگر را به یاد آوردید، چشمانتان را جور دیگر باز کنید!

زمانی که خداوند تمام عظمت و قدرت خود را در آفرینش آدم به رخ کشید، همه عرشیان از این همه شگفتی به فرمان الهی سر بر سجده آورده و در برابر عظمت لایتناهی خضوع و خشوع خود را ابراز کردند . هنگامی که خداوند از شیطان خواست که در برابر او تسیم شود ، عصیان کرد و حاضر به اطاعت و سجده نشد. شیطان به آدم سجده نکرد و در برابر خدای بزرگ تکبر ورزید و از کافران گردید. (1) او خود را برتر از موجودی خاکی دید به همین سبب از درگاه الهی رانده شد و عذاب همیشگی خدا را برای خود خرید.

مرد را خودبینی و کبر و غرور می کند از درگه توفیق دور
آن چنان کز درگه قرب کریم دور شد ابلیس مردود رجیم

هر وقت سخن از کبر و غرور می شود، این داستان خودنمایی می کند. سرپیچی از فرمان خدا و ایستادن در برابر او و تکبر در برابر مخلوقش شاید بزرگ ترین نمونه خودخواهی است و برای همین همیشه در یادها می ماند.

ابتدا معنایی کلی از کبر را برایتان بیان می کنیم و بعد به سایر جنبه های آن می پردازیم.

کبر به معنی خودبینی و بزرگی کردن بر دیگران و عظمت فروشی است. تکبر هم به همین معنا ارائه شده است اما شاید منظور از تکبر این است که خود را در برزگی کردن و فخر فروشی به تکلف و سختی بیندازد. به عبارت ساده تر به زور خودش را بزرگ بداند و خود را نسبت به دیگران برتر و بهتر ببیند در حالی که چنین نیست.

هر فردی می تواند معنا و مصادیق کبر را به راحتی بیان کند. چون منظور از کبر همان معنای همیشگی آن یعنی خود خواهی و غرور است که مطمئنا جلوه هایی از آن را در خود و اطرافیانتان می بینید.

ابتدا چند نمونه از مصادیق کبر را از زبان رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) بیان می کنیم و در ادامه به سایر موارد آن به طور خاص اشاره خواهیم کرد.
روزی رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) بر جمعی می گذشتند.
فرمودند: برگرد چه جمع شده اید؟
عرض کردند: یا رسول الله این دیوانه اینجا غش کرده است.
حضرت فرمودند: او دیوانه نیست. آیا می خواهید به شما بگویم دیوانه حقیقی کیست؟ او کسی است که با غرور و ناز و فخر فروشی راه می رود و متکبرانه می نگرد و شانه هایش را می جنباند. نافرمانی خدا را می کند و با این حال آرزوی بهشت را هم دارد و از شر او کسی در امان نیست و به خیرش (خیر رساندن به دیگران ) امید نمی رود. (2)

روزی ابوذر از صحابی رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) از ایشان درباره کبر پرسیدند.
حضرت فرمودند: کبر آن است که حق را فروگذاری و به ناحق روی آوری و به مردم با این دید نگاه کنی که هیچ کس آبرویش چون آبروی تو و خونش چون خون تو نیست. (3)

فکر کنم این سخنان زیاد به گوشمان خورده است ، اما مطمئنا به آن و مفاهیم آن دقت نکرده ایم. سخنان لقمان حکیم. هنگامی که به پسر شفارش می کرد، به او چنین فرمود:
" روی خود را به نخوت از مردم برمگردان و در روی زمین با ناز و تکبر راه مرو که خداوند هیچ متکبر خودپسند و فخر فروشی را دوست ندارد. (4)

درجات کبر

1. اولین و بزرگترین درجه کبر، کبر به خداوند بزرگ و عظیم شأنی است که خود کبیرترین است.
2 . کبر در برابر اوامر خدا
3. کبر در برابر انبیاء و اولیای الهی
4. کبر در برابر مخلوقات خدا

کبر در برابر خدا

گاهی ممکن است، انسان به مرحله ای از جهالت و غرور برسد که خود را مستقل از خدا بداند. در واقع هستی خود را از خودش می داند و حاضر نیست خود را تحت الامر خدا و مخلوق او بداند. گاهی ممکن است که خود را متصدی امور بداند و به زبان ساده تر ادعای خدایی کند.

مثل فرعون که گفت:
"من پروردگار بزرگ شمایم "(5)

و حرف خود را چنین توجیه می کند:
" آیا برای من سلطنت و تصرف در ملک مصر نیست و جمیع شوئون این مملکت از آن جمله جریان نهرهایی که از زیر قصر من است مال من نیست؟" (6)

و در جایی دیگر بر مردمش می گوید:
"غیر از خودم برای شما خدایی سراغ ندارم." (7)

یا نمرود که حتی مرگ و زندگی را از آن خودش می دانست.
"من زنده می کنم و می میرانم." (8)

پیامبر اکرم (صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) می فرمایند:
" آن که در قلبش به اندازه خردلی کبر و غرور باشد، وارد بهشت نمی شود. (9)

ذره ای کبر مانع از ورود به بهشت می شود. اینان که کوهی از ادعا و تکبر بودند؛ جایگاهشان کجاست؟
آن هایی که با تاریخ بیشتر آشناییت دارند، مطمئنا می دانند که محمدعلی باب هم از جمله کسانی بود که ادعای خدایی کرد.

کبر در برابر اوامر الهی
در این مرحله، فرد منکر خدا نیست؛ اما در برابر امر او تسلیم نمی شود و تکبر می ورزد. برای مثال: می گوید به حج نمی روم، چون مشخص نیست چه کسی فقیر است و چه کسی ثروتمند؟ و همه به یک چشم دیده می شوند.

یا نماز نمی خواند، چون سجده و تعظیم را در شأن خود نمی داند.

به هر حال ترک عبادت و سرکشی ازخدا از روی کبر و غرور، کفر و انکار ربوبیت خدا است. و هر گناهی که از روی کبر و سرکشی از بنده سر بزند ، آمرزیده نمی شود چون عین کفر است.
در دعای ابو حمزه ثمالی امام سجاد (علیه السلام) چنین می فرمایند:
" خداوندا زمانی که تو را گناه کردم، منکر خدایی تو نبودم و امر تو را خوار و کوچک نشمردم و وعده عذاب تو را سبک نگرفتم و خود را از روی سرکشی در معرض قهر تو قرار نداده ام لیکن گناهی بود که از من سر زده؛ نفسم برایم جلوه داد و فریبم داد و هوای من بر من غالب شد."


در اینجا باید نکته ای را متذکر شویم.
دعا کردن هم نوعی عبادت است . در واقع به هنگام دعا، ما با التماس به درگاه خداوند رفته و نیازمندی و عجز خود را به او نشان می دهیم؛ اگر فردی دعا را از روی کبر ترک کند ، کافر است . زیرا کسی که دعا را ترک می کند ، یعنی خود را وابسته به خدا نمی داند و احساس نیاز به او ندارد و خدا را سزاوار پرستش نمی داند ؛ چنین فردی در واقع به خدای خود کافر شده است.

خداوند در سوره اعراف می فرمایند:

"بی تردید درهای آسمان بر روی کسانی که آیات و نشانه های ما را تکذیب کردند و بر آن ها تکبر ورزیدند ، گشوده نمی شود و آنان هرگز به بهشت در نمی آیند ..... "

کبر در برابر انبیاء و اولیای الهی

کبر در برابر انبیاء خداوند و ائمه ( علیهم السلام) بدین معناست که، خود را بالاتر و شایسته تر از آنان بپنداریم و آن ها را سزاوار مقامی هستند ندانیم و به همین سبب از آن ها اطاعت نکنیم.

برای مثال فرعونیان در برابر حضرت موسی و هارون (علیهم السلام) چنین گفتند:

" آیا به دو بشری که مثل ما هستند ایمان بیاوریم ، درحالیکه بر ما برتری ندارند. " ( 10)

یا تکبر قریش در برابر رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) می گفتند:
"او جوانی یتیم است و چون جاه و مال ندارد سزاوار پیامبری نیست . چرا قرآن بر کسی که شکوه و جلال ظاهری دارد ( ولید بن مغیره و ابو مسعود ثقفی ) نازل نشد ، تا ما از آن پیروی کنیم؟" (11)

تکبر در برابر انبیاء و ائمه (علیهم السلام)، عین کبر در برابر خداست . تکبر در برابر نمایندگان انبیاء و اولیای خدا ، عین تکبر در برابر خود انبیاء است .

کبر در برابر بندگان خدا

غرور و خود خواهی نسبت به مردم می تواند از چند چیز نشأت بگیرد. می توان آن را به این صورت دسته بندی کرد:
کبر به واسطه ایمان و عقاید و یا بر عکس کبر به واسطه کفر و جهالت:
مثل افرادی که خود را بنده معتقد و شیعه می دانند و فقط این ابزاریست برای بیان و کوچک کردن سایرین. یا برعکس، افرادی که خود را وابسته به هیچ دینی نمی دانند و این برایشان یک افتخار و مهر روشنفکریست!

کبر به واسطه عبادات و مناسک و یا کبر به واسطه گناهان
مثل کسی که نماز اول وقت خود را دلیلی بر ممتاز بودن خود می داند. یا کسی که از داشتن دوستی از جنس مخالف و داشتن رابطه ای نامشروع با آن را خیلی با آب و تاب و با افتخار برای دوستانش تعریف می کند.

کبر به واسطه صفات خوب و پسندیده و یا کبر به واسطه صفات بد و ناپسند
مثل آدم هایی که بخاطر بخشنده بودن و یا صبرو یا مهربانیشان، همه اطرافیان خود را می کوبانند و یا فردی که از عنق بودن خود و اینکه کسی را تحویل نمی گیرد، احساس رضایت دارد و آن را یک افتخار برای خود می داند!
کبر به واسطه نسب و مال و جاه و مقام و ....

پی نوشت:
1.سوره بقره آیه 34

2. بحارالانوار جلد 15 صفحه 125
3. بحارالانوار جلد 77 صفحه 90
4. سوره لقمان آیه 18
5 . سوره نازعات آیه 24
6. سوره زخرف آیه 5
7. سوره قصص آیه 38
8 . سوره بقره آیه 260
9. سفینة البحار ماده کبر به نقل از کتاب آیه های زندگی
10. سوره مؤمنون آیه 49
11 . سوره زخرف آیه32

منبع: بچه های بیداری اندیشه

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

به این مطلب امتیاز دهید:

موضوعات: اخلاق اسلامی،
برچسب ها: کبر، گناه کبیره،
[ دوشنبه 3 مهر 1391 ] [ 12:04 ق.ظ ] [ سامان کوه گرد ]
شب قدر از شب‌هاى با عظمت و با اهمیت سال است و دلیل فضیلت این شب بر سایر شب‌ها به اعتبار امورى است که در این شب محقق مى شود وگرنه اجزاى زمان یا مکان، درجه و رتبه وجودى‌شان یکى است و بین آنها تفاوتى وجود ندارد.

شب قدر است و طی شد نامه هجر/ سلام فیه حتی مطلع الفجر

نامگذارى یکى از سوره‌های قرآن مجید به نام سوره «قدر»، گویاى فضیلت و اهمیت این شب است، در روایات رسیده از اهل‌بیت عصمت و طهارت نیز بر جایگاه رفیع این شب در نزد پروردگار تاکید بسیار شده است، در ادامه به برخی از فضیلت‌های شب قدر در سایه‌سار روایت نیم‌نگاهی خواهیم داشت:

-پیامبر اکرم (ص): «مَن أحیی لَیلَةَ القَدرِ حُوِّلَ عَنهُ العَذابُ إلَی السَّنَةِ القابِلَةِ»؛

هر کس شب قدر را احیا بدارد، تا سال آینده عذاب از او بر داشته می‏شود. (اقبال الأعمال، جلد 1، صفحه 345)

همچنین ایشان در روایتی دیگر فرمودند: «مَن قامَ لَیلَةَ القَدرِ إیماناً وَاحتِساباً، غُفِرلَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ»؛

هر که از روی ایمان و برای رسیدن به ثواب الهی، شب قدر را به عبادت بگذراند، گناهان گذشته‏اش آمرزیده می‏شود. (فضائل الأشهر الثلاثه، صفحه 136)

-امام صادق (ع): «قَلبُ شَهرِ رَمَضانَ لَیلَةُ القَدرِ»

قلب ماه رمضان، شب قدر است. (بحار الأنوار، جلد 58، صفحه 376)

در روایتی دیگر صادق آل محمد(ص) می‌فرماید: «مَن عَرَفَ فاطِمَةَ حَقَّ مَعرِفَتِها فَقَد أدرَکَ لَیلَةَ القَدرِ»؛

هر که فاطمه را، آن گونه که سزاوار است، بشناسد، بی‏تردید شب قدر را درک کرده است. (بحار الأنوار، جلد 43، صفحه 65)

همچنین در روایت دیگر در خصوص اینکه شب قدر چه روزی است، رییس مذهب شیعه (ع) می‌فرماید: «التَّقدیرُ فی لَیلَةِ تِسعَ عَشرَةَ والإبرامُ فی لَیلَةِ إحدی وعِشرینَ والإمضاءُ فی لَیلَةِ ثلاثَ وعِشرینَ»؛

مقدّرات در شب نوزدهم تعیین، در شب بیست و یکم تأیید و در شب بیست و سوم ماه [رمضان] امضا می‌‏شود. (الکافی، ج 4، ص 159)/10



فارس

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

به این مطلب امتیاز دهید:

برچسب ها: شب قدر، حضرت فاطمه(س)،
[ پنجشنبه 19 مرداد 1391 ] [ 11:22 ق.ظ ] [ سامان کوه گرد ]

یکی از مسائل مهمّی که باید مورد بحث قرار گیرد، کیفیّت نزول و تجلّی قرآن کریم است. خدای سبحان در سوره مبارکه «قدر» می‏فرماید که ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم (إنا أنزلناه فی لیلة القدر)[۱] و در جای دیگر نزول قرآن را در شبی مبارک می‏داند: (حم* والکتاب المبین* إنا أنزلناه فی لیلة مبارکة إنّا کنّا منذرین)[۲] جمع این دو آیه و برخی آیات دیگر، نشان می‏دهد که قرآن کریم به صورت دفعی در شب مبارک قدر نازل شده است.

از سوی دیگر، تاریخ مسلّم و شأن نزول آیات، نشانگر آن است که قرآن، به صورت تدریجی و طی بیست و سه سال نازل شده است و در خود قرآن نیز آیاتی بر نزول تدریجی اجزای آن تصریح دارند. در آیه کریمه‏ای فرموده است: (وقرانا فرقناه لتقرأهُ علی الناس علی مُکثٍ ونزلناه تنزیلاً)[۳] یعنی، قرآن را متفرق نازل کردیم تا تو آن را به تدریج دریافت و به تدریج بر مردم تلاوت کنی و در آیه کریمه دیگری، اعتراض کافران را بیان می‏فرماید که می‏گفتند چرا قرآن بر تو، مانند تورات موسی، یک باره نازل نشده است؟ (وقال الذین کفروا لولا نزل علیه القرآن جملةً واحدة)[۴]. خدای سبحان در جواب این اعتراض، خطاب به رسول اکرم‏ صلی ا... علیه و آله و سلم می‏فرماید: (کذلک لنثبت به فؤادک ورتلناه ترتیلا)[۵] یعنی نزول تدریجی قرآن، برای تثبیت قلب تو است.

بنابراین، ظاهر آیات قرآنی در مسئله کیفیت نزول قرآن، متفاوت است؛ برخی از آنها بر نزول دفعی و یک باره قرآن و برخی دیگر بر نزول تدریجی و در طول زمان رسالت آن حضرت دلالت دارند. این معنا از نظر قرآن شناسی مسلّم است که هرگز اختلاف و تعارضی بین آیات کریمه قرآن وجود ندارد، چه این که خود قرآن در این باره می‏فرماید: (ولو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا)[۶] یعنی اگر این قرآن، از نزد غیر خدای سبحان می‏بود، به طور یقین، اختلاف فراوانی بین آیاتش راه می‏یافت ولی از آنجا که از ناحیه ذات اقدس اله است، هیچ گونه تعارض و اختلافی در آن راه ندارد، بلکه هماهنگی و انسجام فوق‏ العاده‏ای نیز در سراسر آن به چشم می‏خورد. (الله نزل أحْسن الحدیث کتاباً متشابهاً مثانی)[۷].

قرآن کریم که تجلّی ذات اقدس اله است، بهترین گفتاری است که آیاتش متشابه و مثانی‏اند. با یکدیگر تشابه و هماهنگی و همبستگی دارند، نه تنها اختلاف ندارند، بلکه مکمّل و تمام‏ کننده یکدیگرند. برای هر یک از دو دسته آیات یادشده محملی است که با محمل دیگر هماهنگ است، برای تبیین انسجام بین آیات مزبور می‏توان چنین گفت: قرآن کریم دو نزول داشته که یکی به صورت دفعی انجام گرفته است و دیگری به صورت تدریجی، و هر دسته از آیات مورد اشاره نیز دلالت بر یکی از این دو گونه نزول دارند.

نقدِ یک نظر

برخی برای جمع کردن میان این دو دسته از آیات، گفته‏اند: قرآن کریم تنها یک نزول تدریجی داشته و آیاتی که دلالت بر نزول قرآن در شب مبارک قدر دارند، مربوط به آغاز نزول قرآن است که در شب قدر صورت گرفته است؛ زیرا شروع کارهای مهم و متدرّج، مبدأ تحقق آن به حساب می‏آید، پس به لحاظ مبدأ نزول گفته شده که قرآن در شب قدر نازل شده است. این سخن با ظاهر قرآن سازگاری ندارد؛ زیرا ظاهر آنجا که فرمود (إنا أنزلناه فی لیلة القدر)[۸] و نیز در سوره مبارکه «دخان»، که نخست به قرآن و کتاب مبین قسم می‏خورد و سپس می‏فرماید: ما آن را در شب مبارکی نازل کردیم، مجموع قرآن مقصود است نه بخشی از آن. علاوه بر این که خود قرآن می‏فرماید: نزول قرآن در ماه مبارک رمضان صورت گرفته است: (شهر رمضان الذی أنزل فیه القرآن)[۹] و چون شب قدر هم در ماه مبارک رمضان است پس اگر منظور، اولین نزول قرآن باشد نه همه آن، آغاز رسالت باید در ماه رمضان باشد؛ در حالی که تاریخ مسلّم امامیّه بر آن است که بعثت آن حضرت در ماه رجب واقع شده است. و اگر منظور، آغاز نزول وحی نباشد، اختصاصی برای شب مبارک و لیلة القدر نیست؛ زیرا هر بخشی از قرآن در زمانی خاص نازل شده است. بنابراین، ماه مبارک و شب مبارک، ظرف نزول تمام قرآن است نه خصوص آیات آغازین آن وگرنه باید مبداء رسالت، ماه مبارک رمضان باشد نه ماه اَصَبِّ رَجَب و نه بخشی از مجموع قرآن؛ زیرا در آن صورت، میان ماه رمضان و غیر آن فرقی نمی‏بود[۱۰].

استاد علاّمه طباطبایی(قدّس سرّه) در تفسیر وزین «المیزان» فرموده‏اند: قرآن کریم در دو مرتبه نازل شده؛ مرتبه‏ای از آن بسیط و یکپارچه و مصون از تغییر است و مرتبه دیگرش به صورت تفصیلی و غیر بسیط است و صلاحیّت تغییر و تحوّل به گونه ناسخ و منسوخ و مانند آن را دارد. آنچه در شب مبارک قدر بر قلب مطهّر رسول اکرم‏صلی ا... علیه و آله و سلم نازل شده، همان مرتبه بسیط قرآن است و آنچه طی دوران رسالت بر آن حضرت‏صلی ا... علیه و آله و سلم نازل شده، همان مرتبه تفصیلی و غیر بسیط است که با ناسخ و منسوخ همراه است[۱۱]. این تحقیق ایشان اگرچه با بعضی از شواهد قرآنی و روایی، قابل تطبیق‏است،لیکن باید عنایت کرد که نزول قرآن کریم در شب قدر نمی‏تواند به صورت بسیط محض باشد؛ زیرا به فرموده خود قرآن، شب قدر شبی است که هر امر حکیم و یکپارچه‏ای تفریق و تفصیل می‏یابد (فیها یفرق کل أمرٍ حکیمٍ)[۱۲] شب قدر، شب تقدیر و اندازه‏گیری و گسترش است و چنین شبی با آن مرتبه از قرآن که بسیط محض است تناسبی ندارد، و قرآن، مانند امور دیگر، هم دارای مرحله «حکیم» بسیط، واحد، ثابت و مانند آن است و هم دارای مرحله «تفریق» ترکیب، تکثیر تدریج و نظیر آن. آنچه در شب مبارک قدر نازل می‏شود باید مناسب با تفریق باشد نه جمع، چون در آن شب هر چیز حکیم و جمع، به صورت تفریق ارائه می‏شود.

نزول اجمالی در عین کشف تفصیلی

پیش از این گفته شد که قرآن کریم دارای سه مرتبه عالی، متوسط و نازل است، مرتبه عالی قرآن همان ام الکتاب و کتاب مکنونی است که در مقام لدن و نزد ذات اقدس اله می‏باشد؛ مرتبه متوسط قرآن همان است که در دست فرشتگان مقرّب است، و مرتبه نازل آن هم عین قرآنی است که لازمه‏اش الفاظ و مفاهیم است و به صورت عربی مبین تنزل یافته و جامعه انسانی در خدمت آن است. مرتبه نازله قرآن به صورت تفصیلی و طی سالیانی نازل شده و این نزول هم نزولی تدریجی است که در این قسمت بحثی نیست. رسول اکرم‏صلی ا... علیه و آله و سلم در مرتبه عالیه، قرآن را با مرتبه عالیه قلب دریافت کرده‏اند و در مرتبه نازله، قرآن را با سمع و بصر قلب گرفته‏اند و در شب قدر، با مرتبه متوسطه قلب. مرتبه عالی قرآن که در مقام لدن جای دارد، حقیقتی بسیط و محض است که هیچ گونه کثرت و تفصیلی در آن راه ندارد و نزول آن مرتبه، بر وجود مبارک رسول گرامی اسلام‏صلی ا... علیه و آله و سلم در شب معراج و بدون واسطه فرشتگان و به صورت مستقیم رخ داده است و چنانکه پیش از این گفته شد، حضرت رسول اکرم‏صلی ا... علیه و آله و سلم در مقامی حقیقت مکنون قرآن را از ذات اقدس اله تلقّی کردند که فرشته مقرّب و جبرئیل امین گفت: «لو دنوت أنملةً لاحترقت»[۱۳]. مقام «لدن» مقام قضای الهی است و همان مرتبه بسیطِ محضِ قرآن که حضرت رسول‏صلی ا... علیه و آله و سلم آن را در مقام رفیع و بلند و بدون واسطه دریافت کردند؛ قرآن در شب قدر، که هر قضایی در آن «قَدَر» می‏شود، توسّط جبرئیل که روح امین است بر قلب مطهر پیامبرصلی ا... علیه و آله و سلم نازل شد: (نَزَل به الروح الامین* علی قلبک لتکون من المنذرین)[۱۴] البته در این مرحله، مرتبه بسیط محض قرآن، از بساطت محض مقام «لدن» خارج شده است و نوعی تفصیل یافته که متناسب با شب قدری است که هر محکمی در آن تفصیل می‏یابد: (فیها یُفرق کل أمرٍ حکیمٍ)[۱۵]. بنابراین، آنچه در شب مبارک قدر نازل شده، مرتبه متوسّطی است بین مرتبه عالی بسیط و مرتبه نازلِ تفصیلی آن. و از این جهت، چون بسیط است با نزول دفعی در شب قدر متناسب است و چون بسیط محض نیست و نوعی تفصیل در آن وجود دارد، با تقدیری بودن شب قدر و تفریق تناسب دارد[۱۶].

پاسخ به یک اشکال


با این بیان، ابهام و اشکال دیگری نیز حل می‏شود که اگر شب قدر، شب اندازه‏گیری است و لازمه‏اش عدم بساطت قرآن است پس چرا از کلمه «انزال» استفاده شده است؟ مادّه «نزل» اگر به باب افعال برود، می‏شود «انزال» و استعمال آن بدون قرینه در امور دفعی است نه تدریجی و تفصیلی. و اگر این مادّه به باب تفعیل برود، می‏شود «تنزیل» و استعمال آن در امور تدریجی و تفصیلی است نه دفعی و یکپارچه و بسیط؛ مگر با شاهد و قرینه. در آیاتی که نزول قرآن را در شب قدر بیان می‏دارد از کلمه «انزال» استفاده شده نه «تنزیل» و این خود مانعی برای اثبات نزول دفعی قرآن در شب قدر است؛ زیرا اگرچه کلمه «انزال» با نزول دفعی سازگاری دارد و متناسب است ولی با تقدیری بودن و تفصیلی بودن شب قدر سازگاری ندارد. رفع این مشکل، با بیان گذشته روشن می‏شود که گرچه قرآنِ نازل شده در شب قدر، امری بسیط و یکپارچه است ولی در عین بساطت و اجمالی که دارد، واجد نوعی تفصیل نیز هست که هماهنگ با تقدیری بودن شب قدر است و کلمه «انزال» اگر در این باره نازل شده است، از جهت بساطت قرآن در این شب است. شاید آنچه در این باره رسیده است که همه قرآن در ماه مبارک و شب قدر یک جا نازل شده ناظر به همین معنا باشد، نه مانند الواح موسی(علیه السلام)، که به صورت کتابِ دفعی و مدوّن معنوی(نه صوری) بر رسول اکرم‏صلی ا... علیه و آله و سلم نازل شده باشد. چون چنین نزول دفعی با حکمت تدریجی بودن آن که در برخی آیات بازگو شد، هماهنگ نیست. البته نزول دفعی آن به این معنا امتناع عقلی ندارد. لیکن در این حال آن حکمت یاد شده ناظر به حال امّت اسلامی خواهد بود، نه به لحاظ شخص رسول اکرم‏صلی ا... علیه و آله و سلم.

[۱] ـ سوره قدر، آیه ۱ [۲] ـ سوره دخان، آیات ۳ ـ ۱ [۳] ـ سوره إسراء، آیه ۱۰۶ [۴] ـ سوره فرقان، آیه ۳۲ [۵] ـ سوره فرقان، آیه ۳۲ [۶] ـ سوره نساء، آیه ۸۲ [۷] ـ سوره زمر، آیه ۲۳ [۸] ـ سوره قدر، آیه ۱ [۹] ـ سوره بقره، آیه ۱۸۵ [۱۰] ـ برای تحقیق بیشتر، رک: تفسیر تسنیم، ذیل آیه ۱۸۵ سوره بقره. [۱۱] ـ المیزان، ج ۲، ص ۱۸ ـ ۱۵ [۱۲] ـ سوره دخان، آیه ۴ [۱۳] ـ بحار، ج ۱۸، ص ۳۸۲ [۱۴] ـ سوره شعراء، آیات ۱۹۳ و ۱۹۴ [۱۵] ـ سوره دخان، آیه ۴ [۱۶] ـ شاید بتوان این مطلب را از بحث استاد علّامه (رض) درباره آیه اول سوره هود استفاده کرد.


منبع: موعودعصر

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

به این مطلب امتیاز دهید:

موضوعات: اخبار مهدویت و جهان اسلام،
برچسب ها: قرآن کریم، نزول قرآن کریم، شب قدر،
[ پنجشنبه 19 مرداد 1391 ] [ 11:08 ق.ظ ] [ سامان کوه گرد ]
دفتر آیت الله سید "علی حسینی سیستانی" طی بیانیه ای شایعه برخی رسانه های خبری این كشور مبنی بر موافقت معظم له با پخش سریال "امام الفقهاء" و به تصویر كشیدن چهره مبارك امام صادق(ع) را در این سریال رد كرد.
این سریال در روزهای ماه مبارك رمضان از شبكه "العراقیه" پخش می شود.
بر این اساس، آنچه از سوی رسانه ها در این خصوص منتشر شده، نادرست است و متن سریال قبل از پخش آن به محضر آیت الله سیستانی نرسیده است.
این بیانیه می افزاید: هیچ نوشته ای نیز در باره نمایش چهره هنرپیشگان در نقش امامان معصومین(علیهم السلام) به دست ایشان نرسیده و تمام اخباری كه در این خصوص منتشر شده، كذب محض و غیر صحیح است.
این سریال به سفارش كویت ساخته شده است و در ماه مبارك رمضان امسال در برخی شبكه های عربی پخش می شود. این سریال روایتی است از داستان زندگی امام صادق(علیه السلام) در سالهای پایانی حكومت بنی امیه و ابتدای حكومت بنی عباس كه به شكلی كاملا ضعیف به تصویر كشیده شده است.
در این سریال علاوه بر این كه چهره امام جعفر صادق(علیه السلام) به تصویر كشیده، شخصیت ایشان هم به عنوان یك عالم بررسی شده و به جایگاه رفیع امامت این امام اشاره ای نشده است .
كارگردانی این سریال بر عهده "سامی جنادی" كارگردان سوری است و سناریوی آن را "حامد العلی" از نویسندگان كویتی نوشته و توسط شركت كویتی "الخیر" تهیه شده است.

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

به این مطلب امتیاز دهید:

موضوعات: اخبار مهدویت و جهان اسلام،
برچسب ها: آیت الله سیستانی،
[ پنجشنبه 19 مرداد 1391 ] [ 11:05 ق.ظ ] [ سامان کوه گرد ]
عبدالجابر العقیدی فرمانده شورای نظامی ارتش به اصطلاح آزاد سوریه در شهر حلب در عملیات نیروهای امنیتی سوریه کشته شد
خبر مهم دیگر از سوریه اینکه نیروهای نظامی سوریه ، پایگاه اصلی تروریست ها در جنوب شهر حلب ، شمال سوریه را محاصره کرده اند.
به گزارش سوریا الان ، نیروهای نظامی سوریه که با بقایای تروریست ها در حلب مبارزه می کنند ، دیروز ( سه شنبه) پایگاه اصلی آنان در جنوب این شهر را محاصره کردند و گزارش ها ، نشان دهنده این است که مهمات تروریست ها در حال تمام شدن است.
یکی از سرکرده های تروریست ها با نام " شیخ توفیق " اعتراف کرد که در درگیری های دیروز در حلب 5 تروریست کشته و بیست نفر زخمی شدند.
این در حالی است که دیگر منابع با اعلام خبر هلاکت " عبدالجبار العقیدی " فرمانده محلی شورشیان حلب اعلام کردند که در علمیات پاکسازی این شهر ، حدود 150 نفر از تروریست ها کشته و زخمی شده اند.
از سوی دیگر ، در درگیری های نظامیان سوری با تروریست ها درحلب ، 200 تروریست بازداشت شدند که 70 نفر از آنان ملیت‌های غیر سوری دارند.
نیروهای ارتش سوریه، روز سه‎شنبه به شورشیان در محله الاصیله واقع در حلب حمله و 150 شورشی را کشته و زخمی کردند. در این عملیات به خودروهای شورشیان که به سلاح‌های خودکار مجهز بودند نیز خساراتی وارد آمد.
درهمین حال، مردان مسلح مورد حمایت خارجیان در برخی از محله‌های حلب، تعدادی از غیرنظامیان را به گروگان گرفته‎اند. بنابر گزارش‌ها، شورشیان قصد دارند تا از غیرنظامیان به عنوان سپر انسانی استفاده کنند.
این درحالی است که عملیات ارتش سوریه برای پاک‌سازی شهر حلب از وجود شورشیان همچنان ادامه دارد.
ارتش سوریه عملیات خود را در حومه شهر حلب متمرکز و خطوط ارتباطات لجستیکی شورشیان را قطع کرده است. این درحالی است که دیگر نقاط شهر نیز تحت کنترل نیروهای دولتی سوریه قرار دارد.
نیروهای سوری همچنین روز سه شنبه به شهر حمص واقع در غرب این کشور حمله کرده و تعدادی از مردان مسلح مورد حمایت خارجیان را کشتند و تعدادی دیگر را دستگیر کردند.
علاوه بر بازداشت 250 سرباز با ملیت سعودی ، اردنی و لیبیایی ، نیروهای سوری موفق شدند در چند روز گذشته 130 افسر ترکیه‌ای و شماری نظامی غربی را نیز بازداشت کنند .
روزنامه " البناء " چاپ لبنان، در این زمینه ، ضمن اعلام خبر بازداشت 40 نظامی ترکیه در مرز سوریه به دست عناصر محلی ُکرد ، اعلام کرد که تاکنون 70 افسر ارتش ترکیه‌ در شهر مرزی حلب سوریه بازداشت شده‌اند. ادامه عملیات ارتش سوریه در حلب ، ادلب و حمص برای بازگرداندن امنیت به کشور ، کشته شدن دهها فرد مسلح در درگیری با نیرو های ارتش در حلب ، ورود سه خودرو حامل افسران ترک و موشکهای ضد هواپیما به سوریه و دستگیری 40 نظامی ترک از سوی کمیته های مردمی در حلب از جدید ترین خبرها مربوط به سوریه است.
همزمان با ادامه حمایتهای قطر، ترکیه و عربستان از افراد مسلح، ارتش سوریه به عملیات پاکسازی در حلب، حمص و درعا ادامه می دهد.
شبکه خبری " العالم " از ورود سه دستگاه خودرو از ترکیه به سوریه حامل افسران ترک خبر داد که درصدد رساندن موشکهای ضد هواپیما برای گروههای مسلح بودند .
تلویزیون سوریه نیز گزارش داد که ارتش این کشور با افراد مسلح در منطقه "صلاح الدین " شهر حلب درگیر شده و آنان را شکست داده است .
عمر غلاونجی ، نخست‌وزیر موقت سوریه / دیروز /سه شنبه ریاست نشست دولت را به عهده گرفت . غلاونجی، نخست‌وزیر جدید سوریه یک روز پس از فرار" ریاض حجاب" ، نخست وزیر پیشین ، نشست هیات دولت این کشور را برگزار کرد.
وزیر اطلاع رسانی دولت سوریه گفته است که این نشست نشان می دهد مقام‌های سوریه به کار خود ادامه می دهند و هر فردی از نظام خارج شود، به راحتی قابل جایگزین است.
در حالی که پیشروی ارتش سوریه برای پاکسلزی شهر حلب همچنان ادامه دارد ، نیروهای امنیتی سوریه ، گوری جمعی از اجساد غیرنظامیان و نظامیان ارتش سوریه را نزدیک دمشق پایتخت سوریه ، کشف کردند. همزمان با ادامه بحران افرینی غرب در سوریه ، مشاور رییس جمهور عراق گفته است که تضعیف نظام سوریه طرح شوم استکبار جهانی است.
به گزارش  روزنامه " المشرق " چاپ بغداد ، داغر موسوی ، مشاور رییس جمهوری عراق گفته است که تضعیف نظام مردمی "بشار اسد" رئیس جمهوری سوریه ، به سود صهیونیستها است تا با تضعیف محور مقاومت ضد رژیم اسراییل ، توطئه ایجاد خاورمیانه جدید را در منطقه عملی کنند.
داغر موسوی افزود، رژیم صهیونیستی با حمایت از بحران سوریه می کوشد تا با تضعیف نظام دمشق معادله را به نفع خود تغییر دهد.
خبر دیگر اینکه رییس جمهوری سوریه بر درهم شکستن قوای تروریست های سوری تاکید کرد.
"بشار اسد" رییس جمهوری سوریه روز سه شنبه با مردم این کشور عهد کرد که با درهم شکسته شدن قوای تروریست ها، سوریه پس از 17 ماه از وجود شورشیان پاک شود.
بر اساس این گزارش، رییس جمهوری سوریه با اشاره به مقابله همه جانبه نظامیان سوری با تروریست ها در شهر حلب تصریح کرد: مردم و دولت سوریه در مورد مقابله بی امان با تروریست ها و پاک کردن کشورشان از شورشیان مصمم هستند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

به این مطلب امتیاز دهید:

موضوعات: اخبارسیاسی و مطالعات،
برچسب ها: سوریه، بشار اسد،
[ پنجشنبه 19 مرداد 1391 ] [ 10:55 ق.ظ ] [ سامان کوه گرد ]
این پرندگان خشمگین و سازندگان آن این بار هوای حمله به ایران را در سر می‌پرورانند.

بازی رایانه‌ای محبوبی که اکثر کاربران رایانه با آن آشنا هستند، بازی «پرندگان خشمگین»‌ یا همان Angry Birds می‌باشد. به نظر می‌رسد این پرندگان خشمگین و سازندگان آن این بار هوای حمله به ایران را در سر می‌پرورانند.

در جدیدترین نسخه بازی «پرندگان خشمگین»‌ (Angry Birds) با نام Fry Me To The Moon، در مرحله 9 این بازی شما باید در سیاره‌ای به جنگ دشمنان خود و نابود ساختن آنها بروید که کاملا شبیه به نقشه کشور عزیزمان ایران می‌باشد.




مشاهده تصاویر در ادامه مطلب...

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

به این مطلب امتیاز دهید:

موضوعات: جنگ نرم، اخبارسیاسی و مطالعات،
برچسب ها: بازی پرندگان خشمگین،
[ چهارشنبه 4 مرداد 1391 ] [ 06:58 ب.ظ ] [ سامان کوه گرد ]
دو کشور ایران و عربستان اجازه ندادند پرچمشان به شکل نماد بازی های المپیک 2012 تغییر کند.

این نماد که عدد «2012» را به عنوان سال برگزاری بازی ها، به شکل خاصی( کلمه zion به معنی صهیون) نشان می دهد، طوری است که اگر پرچم دو کشور ایران و عربستان با آن تلفیق می شد، کلمه «الله» و «الله اکبر» در پرچم ایران و «لا اله الا الله محمد رسول الله» در پرچم عربستان از حالت خود خارج می شد. به همین دلیل دو کشور ایران و عربستان اجازه نداده اند پرچشمان با عدد «2012» تلفیق شود.


مشاهده تصویر در ادامه مطلب...

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

به این مطلب امتیاز دهید:

برچسب ها: المپیک2012، لندن، ایران،
[ چهارشنبه 4 مرداد 1391 ] [ 06:57 ب.ظ ] [ سامان کوه گرد ]
أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ


اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ... (بحارالأنوار جلد 91 صفحه 96)

در مناجات‌هایی که از ائمه اطهار(ع) نقل شده است، دو مناجات را دیده‌ام که همه ائمه(ع) آن را می‌خواندند؛ یکی مناجات شعبانیه است که در مفاتیح هست، یکی هم مناجاتی است که با این جملات شروع می‌شود: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ...»؛ مرحوم مجلسی در بحارالأنوار نقل می‌کند که این مناجات از علی(ع) است و همه ائمه هم آن را می‌خواندند.

برای اینکه این جملات دعا را کمی توضیح دهم، به طوری که مرتبط با ایام ماه مبارک رمضان هم باشد، یکی دو نکته را مقدمتاً عرض می‌کنم.



ماه رمضان، ماه تقرب به خدا

مطلب اول اینکه درباره ماه مبارک رمضان اهل معرفت این تعبیر را دارند که این ماه، دار ضیافت الهی و یکی از منازل سالکین إلی‌الله است. «سلوک إلی‌الله» یعنی سیر معنوی روح به سوی خدا و تقرّب به او که البته این سیر و این تقرّب، دارای درجات و مراتب است.

منازل سیر و سلوک به سوی خدا

گام اوّل، تجلیه

این سیر و سلوک چهار قدم دارد؛ اهل معرفت از قدم اوّل تعبیر می‌کنند به «تجلیه»، یعنی آراستن ظاهر به آداب شرع و عمل کردن به دستورات شارع مقدس در این ماه مبارک رمضان؛ یعنی همین روزه گرفتن و آداب ظاهریه. پس گام اول، قدم اول تجلیه است.

گام دوم، تخلیه

گام دوم و قدم دوم در این سیر «تخلیه» است. تخلیه پیراستن است نه آراستن؛ پیراستن باطن از رذائل اخلاقی و چه بسا پاک کردن و منزه کردن نفس از آثار آثام ـ‌یعنی سیئات و گناهان‌ـ است. چه بسا اولین دعایی که نسبت به اولین روز ماه مبارک رمضان وارد شده که شخص روزه‌دار می‌خواند، اشاره به همین مسأله تخلیه دارد. چون خود را تجلیه کرده، یعنی روزه گرفته و به آداب ظاهریه عمل کرده است و حالا از خدا می‌خواهد که او باطنش را از این آثار پیرایش کند.

لذا در روز اول ماه مبارک رمضان این دعا را می‌خوانیم: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیَامِی فِیهِ صِیَامَ الصَّائِمِینَ وَ قِیَامِی قِیَامَ الْقَائِمِینَ وَ نَبِّهْنِی فِیهِ عَنْ نَوْمَةِ الْغَافِلِینَ وَ هَبْ لِی جُرْمِی یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ وَ اعْفُ عَنِّی یَا عَافِیاً عَنِ الْمُجْرمِینَ». این دعا به همین قدم دوم، یعنی تخلیه اشاره دارد.

گام سوم، تحلیه

گام سوم که از آن تعبیر به «تحلیه» می‌کنند، این است که انسان روح را به صفات ملکوتیه کمالیه آرایش دهد و خودش را متخلِّق به اخلاق الهیّه کند، که این هم دارای مراتبی است.

گام چهارم، فناء فی الله

گام چهارم مرحله‌ای است که اهل معرفت از آن به «فناء فی‌الله تعالی» تعبیر می‌کنند و مرادشان این است که روح سالک یعنی همان شخصی که سیر معنوی می‌کند، از إنّیّت در شهود حق فانی شود؛ چه در رابطه با فعلش، چه صفتش و چه ذاتش. این تعبیر را به کار می‌برند که فناء فی الله عبارت است از: «فانی شدن روح از إنّیّت در شهود حق». از نظر مسیر معنوی، این آخرین منزل سیر و سلوک است.

ماه رمضان، ماه نزول قرآن و صعود انسان

اما مطلب دوم؛ ماه مبارک رمضان اینطور است که هم ماه «نزول» است و هم ماه «صعود» است. اینکه ماه نزول است را شما خوب می‌توانید بفهمید؛ چون در قرآن و در دعاهای ماه مبارک رمضان مطرح است که کلام الهی-قرآن کریم- در این ماه، از مصدر وحی بر نبی مکرم اسلام6 نازل می‌شود که خداوند به وسیله¬ی همان کلمات، انسان‌ها را در جمیع ابعاد پرورش می‌دهد و می‌سازد. در سوره دخان می‌فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ»  و در سوره قدر می‌فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْرِ». در سوره بقره هم می‌فرماید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ».

«قوس نزول» در ماه مبارک

همین تعبیر در دعای روزانه ماه رمضان هم هست. در اکثر دعاهای ماه رمضان به این «قوس نزولی» اشاره شده است که ماه مبارک رمضان، ماه نزول کلام الهی است. به تعبیر دیگر، ماه رمضان ماه سخن گفتن ربّ است با عبدش؛ یعنی ماهی است که ربّ، برای ساختن عبدش و راهنمایی او به سوی قربِ خویش، با او سخن می‌گوید و سخن گفته است.

بنابر این قرآن در ماه مبارک رمضان نازل شد و به تعبیر اهلش به صورت «جُملةً واحده» -به طور کلی و یک‌پارچه- در شب قدر، بر قلب پیغمبر اکرم(ص) فرود آمد. این همان قوس نزولی این ماه است. تا اینجای مطلب شبهه‌ای نیست؛ این آیات قرآن است و این هم دعا‌هایی که شما در ماه رمضان می‌بینید و این مطلب در همه آن‌ها هست.

«قوس صعود» در این ماه

اما ماه مبارک رمضان همچنین ماه صعود است؛ یعنی چه؟ درست برعکس آن «قوس نزولی» که گفتیم، اینجا «قوس صعودی» مطرح است. یعنی این ماه، ماه کلام عبد با ربّ است. بله، در همه اوقات عبد می‌تواند با ربّ خودش سخن بگوید، ولی یک موقعیت خاصی هست که این سخن گفتن، از نظر سازندگی، بُرد بیشتری پیدا می‌کند.

دعا، الهام خداست

در اینجا یک بحث مطرح می‌شود و آن بحث این است که عبد در چه قالبی می‌تواند با ربّ خود سخن بگوید. این را بدانید که این هم در ارتباط با ربّ است. یعنی خودِ ربّ به اولیاء خود الهام می‌کند و اولیاء الهی آن الهامات را در قالب خاصی می‌ریزند و نحوه سخن گفتن با ربّ را به عبد می‌آموزند که «چگونه با ربّ خودت حرف بزن!» همانطور که او با تو حرف زده است، تو هم با او حرف بزن؛ اما اینگونه که به تو می‌آموزیم با او حرف بزن.

قرآن خطاب به توست؛ نمی‌خواهی پاسخ دهی!؟

خدا در ماه مبارک رمضان با تو صحبت کرده و کلامش را بر پیغمبر فرو فرستاده و پیغمبر هم قرآن را به شما تحویل داده و گفته است که این‌ها حرف‌هایی است که خدا با شما زده است. خدا در این خطاب‌هایی که در قرآن هست، مثل «یا أَیُّهَا النَّاس‏» و «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا»، دارد حرف می‌زند و به من و تو خطاب می‌کند. قرآن را نگاه کن؛ از اول تا آخر او دارد با تو حرف می‌زند. خوب، تو نمی‌خواهی جوابش را بدهی؟ او در ماه مبارک رمضان با تو سخن گفته است، تو هم باید در همین ماه با او سخن بگویی؛ هم قوس نزول است و هم قوس صعود. ماه رمضان ماه کلام ربّ و عبد است. لذا شما اگر به روایاتی که در باب ماه مبارک رمضان وارد شده است، مراجعه کنید، همین مطلب را می‌بینید.

سفارش به «زیاد دعا کردن» در این ماه

من حالا یکی دو تا روایت می‌‌خوانم که اصل این روایات در فروع کافی است ولی من از وسائل‌الشیعه نقل می‌کنم. روایت از امام صادق(ع) است که «قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(ع) عَلَیْکُمْ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ بِکَثْرَةِ الِاسْتِغْفَارِ وَ الدُّعَاء»؛ یعنی علی(ع) فرمود: «بر شما باد در ماه رمضان، به کثرت دعا و استغفار».

در روایت دیگر آمده است: «کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ(ع) إِذَا کَانَ شَهْرُ رَمَضَانَ لَمْ یَتَکَلَّمْ إِلَّا بِالدُّعَاءِ»؛ یعنی حضرت امام سجاد(ع) در ماه مبارک رمضان اصلاً صحبت نمی‌کرد، مگر اینکه تمام جملاتی که از ایشان صادر می‌شد مضامین دعایی داشت. ما در این زمینه روایات بسیاری داریم. بنابر این آنچه که در ماه مبارک رمضان وظیفه عبد است، سخن گفتن با ربّ خود است.

«تجلیه، تخلیه و تحلیه» زمینه‌ساز سخن گفتن بنده با خدا

در باب ماه مبارک رمضان روایات زیادی داریم که ناظر به آن مطلب اول، یعنی بحث مراحل سیر و سلوک است. از نظر ظاهری که خودت را آراسته کرده‌ای به همین آداب ظاهری و دهانمان را از خوردن و آشامیدن بسته‌ایم. این همان قدم اوّل یعنی تجلیه است؛ اما آنچه مهم است گام‌های دوم و سوم، یعنی تخلیه و تحلیه است. این‌ها است که زمینه را فراهم می‌کند برای اینکه بتوانی با خدای خودت حرف بزنی. از الطاف الهیه این بوده که آنچه که مایحتاج عبد است تا بتواند با خدای خودش حرف بزند، آنها را پیشاپیش خودش عنایت کرده است.

سر ریز شدن رحمت الهی در این ماه

حالا یکی دو تا روایت می‌خوانم؛ در یک روایت دارد: «إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کُلِّ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ عِنْدَ الْإِفْطَارِ سَبْعِینَ أَلْفَ أَلْفِ عَتِیقٍ مِنَ النَّارِ کُلٌّ قَدِ اسْتَوْجَبَ النَّارَ فَإِذَا کَانَ آخِرُ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَعْتَقَ فِیهَا مِثْلَ مَا أَعْتَقَ فِی جَمِیعِهِ».  یعنی خداوند در ماه رمضان هنگام افطار هفتاد هزار هزار نفر از افرادی را که مستحق آتش هستند نجات می‌دهد و در شب آخر از این ماه به اندازه تمام کسانی که در طول این یک ماه نجات داده است، از آتش جهنم نجات می‌دهد. همه این‌ها نشانه سرریز شدن فضل و رحمت الهی در این موقعیت زمانی است.

در روایت دیگری دارد: «إذَا کَانَ أوَّلَ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ غَفَرَ اللهُ لِمَنْ شَاءَ مِنَ الْخَلْقِ فَإذَا کَانَتْ اللَّیْلَةَ الَّتِی تَلِیهَا ضَاعَفَهُمْ فَإذَا کَانَتْ اللَّیْلَةَ الَّتِی تَلِیهَا ضَاعَفَ کُلَّمَا أعْتَقَ حَتَّى آخَرَ لَیْلَةٍ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ تَضَاعَفَ مِثْلَ مَا أعْتَقَ فِی کُلِّ لَیْلَةٍ».  یعنی همین‌طور هر شب با ضریب بالاتر نسبت به شب قبل، تعداد بیشتری از بندگانش را تطهیر می‌کند، تا این حجاب‌های ظلمانیه آن‌ها برطرف شود. اینها همه مقدمه این است که این عبد بتواند با او حرف بزند.

ماهِ مخصوصِ ارتباطِ دو طرفه خدا و بنده‌اش

لذا اهل معرفت گفته‌اند که یک «قرآن نازل» داریم و یک «قرآن صاعد» داریم؛ آن هم کلام است، این هم کلام است؛ آن کلام ربّ است با عبد، این کلام عبد است با ربّ؛ هر دو هم قرآن است. بنابر این اصلاً این ماه اختصاص به این ردّ و بدل شدن سخنان بین «ربّ و عبد» و «عبد و ربّ» دارد. از آن طرف، قرآن نازل شده است و از این طرف هم قرآن صاعد -بالا رونده- را داریم که عبارت است از آن راز و نیازهایی که بندگان صالح خداوند و اولیاء خاصّ حق -به اذن ربّ- با او داشته‌اند و سخن گفته‌اند.

آداب ظاهری ماه رمضان، زمینه ساز ارتباط با خدا

ما از آن سخن گفتن‌ها، به «ادعیه ماثوره» ائمه اطهار: تعبیر می‌کنیم. اصلاً ماه رمضان ماه «قرآن» و «دعا» است و این آداب ظاهری که در این ماه داریم، همه برای فراهم کردن زمینه همین رابطه «ربّ و عبد» و «عبد و ربّ» است تا اینها با هم حرف بزنند؛ که از پایین به بالا، یعنی از طرف عبد به سوی ربّ، تقاضا و طلب و سؤال و درخواست است که ما از آن تعبیر می کنیم به «دعا». پس دعا سخنی بین عبد و ربّ است. یعنی بنده با پروردگارش صحبت می‌کند و از او درخواست می‌کند.

ندا، دعا، نجوا

به این تعبیراتی که علی(ع) در این مناجات به کار برده است نگاه کنید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ». اول صلوات می‌فرستد و بعد شروع می‌کند به گفتن آن جملات تا به اینجا می‌رسد که «وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ». اینجا دیگر بحث «مناجات» است. «ندا» یعنی اینکه انسان کسی را با صدای بلند فرا بخواند. «دعا» هم با صدا است، اما صدای بلند نیست. «مناجات و نجوا» بی‌صدا است.

لذا اینجا تعبیر می‌کند «وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ»، دیگر نمی‌گوید «وَ اسْمَعْ»؛ چون مناجات جنبه صوتی ندارد و صدا و آهنگ ندارد؛ بلکه یک امر درونی و قلبی است. این از تعبیرات زیبا و لطیف علی(ع) است. البته هم دعا و هم ندا و هم نجوا، نوعی رابطه «بین اثنینی» و دو طرفه هستند، ولی این تفاوت‌ها را با یکدیگر دارند.

عدم اجابت دعا، به خاطر وجود حجاب‌ها

بحث دیگری که در اینجا مطرح می‌شود، بحث حُجُب و موانع دعا است. ممکن است من با شما صحبت کنم، شما هم با من صحبت کنید، اما به تعبیر ساده ممکن است مانعی در کار باشد که موجب شود شما سخنان من را نشنوید یا به آن اعتنا نکنید ـ‌که این اعتنا نکردن هم، مثل نشنیدن است‌ـ و برعکس ممکن است شما بگویید و من نشنوم. اگر اینطور باشد، این سخن گفتن‌ها و این ردّ و بدل کردن‌ها، بی‌فایده است. آیا این‌طور نیست؟ چه زمانی این گفت‌وگوها فایده دارد؟ آن زمانی که شما حرف من را بشنوید و به خواسته‌های من اعتنا کنید و همچنین برعکس.

لذا من عرض کردم که ندا، دعا و مناجات، همه اینها «بین اثنینی» است و ممکن است گاهی اوقات چیزی مانع از این رابطه دو طرفه شود.

گناه، حجاب دعا

یک وقت هست که یک سنخ از اعمال، حجاب می‌شوند برای اجابت دعا؛ مثل گناه. یعنی معصیت‌هایی که از ناحیه اعضا و جوارح من و شما صادر می‌شود، مانع اجابت دعا است. لذا گفتیم که «اطاعت» با «اجابت» رابطه دارد؛ اگر مطیع خدا شدی، آنجا است که خداوند هم درخواست تو را اعتنا می‌کند و می‌پذیرد. از آن طرف، معصیت مانع اجابت دعا می‌شود. این مربوط به اعضا و جوارح من و شما است. اگر دروغ بگویی، غیبت کنی، مال مردم را بخوری و امثال این محرمات را انجام دهی، این‌ها مانع اجابت دعا است. می‌بینی چرا وقتی می‌گویم: «خدا! خدا! خدا!» خدا اصلاً به من اعتنا نمی‌کند؛ چون این گناهان مانع اجابت دعاهای من است.

حجاب‌های باطنی دعا

یک وقت هم هست که یک سنخ ملکات و امور درونی هستند که مانع اجابت دعا می‌شوند. این موانع مربوط به ملکات سیّئه درونی عبد است که موجب می‌شود که این گوش دل راز الهی را نشنود. چون گفتیم که ماه مبارک رمضان ماه «راز و نیاز» است؛ امّا گاهی راز از ربّ است و اظهار نیاز از عبد است. خوب، اگر راز از ربّ است، در اینجا این بحث مطرح می‌شود که باید حُجُبی که در ارتباط با باطن است هم برطرف شود. اما حجابی از ناحیه ربّ نیست. حجاب از ناحیه عبد است و باید این حجاب را برطرف کند. اما این حجاب‌ها و موانع با چه مقامی از مقام‌های معنویه بر طرف می‌شود؟

باز شدن درهای آسمان و رفع تمام موانع ارتباط ربّ و عبد

روایت از پیغمبر اکرم(ص) است؛ «إِنَّ أَبْوَابَ السَّمَاءِ تُفَتَّحُ فِی أَوَّلِ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَا تُغْلَقُ إِلَى آخِرِ لَیْلَةٍ مِنْهُ».  حضرت فرمود درهای آسمان در اولین شب از شبهای ماه مبارک رمضان باز می‌شود و تا آخرین شب از شب‌های این ماه هم بسته نمی‌شود. این یعنی چه؟ منظور از «سماء» در اینجا آسمان نیست! اشتباه نکنید. «سماء» اشاره به آن جهت عِلوی از عوالم وجودی و آن نشئه برتر عالم وجود است. ما در این «دنیا» در عالم ناسوت هستیم. این عالم دنیا پست‌ترینِ عوالم وجود است.

اینکه در روایت فرمود که خدا شب اوّل ماه مبارک رمضان درهای آسمان را باز می‌کند، یعنی چه؟ یعنی می‌خواهد بگوید از ناحیه آن عوالم برتر وجودی هیچ مانع و حاجبی در کار نیست. پس هر چه حجاب و مانع هست، از طرف من است. او دارد راز می‌گوید، اما گوش من نمی‌شنود. حالا من چه کار کنم تا این حجاب‌ها را بتوانم رفع کنم؟ در مقامات معنویه مقامی هست که آن را باید به دست بیاوریم؛ لذا می‌رویم سراغ روایت دوم تا ببینیم چه کار باید بکنیم.

«مقام رضا»، ثمره نهایی روزه

در حدیث معراج داریم که پیغمبر اکرم(ص) وقتی به معراج رفت، در آنجا خطاب شد «یَا أحْمَدُ هَلْ تَعْلَمُ مَا مِیرَاثُ الصَّومِ»؛ ای احمد، می‌دانی روزه چه اثری در پی دارد و چه چیزی به ارث می‌گذارد؟ «قَالَ: لَا. ثُمَّ قَالَ: مِیرَاثُ الصَّومِ قِلَّةُ الْأکْلِ وَ قِلَّةُ الْکَلَامِ وَ مِیرَاثُ الصَّمْتِ أنَّهَا تُورِثُ الْحِکْمَةَ وَ هِیَ تُورِثُ الْمَعْرِفَةَ وَ تُورِثُ الْمَعْرِفَةُ الیَقِینَ فَإذَا اسْتَیْقَنَ الْعَبْدُ لَا یُبَالِی کَیْفَ أصْبَحَ بِعُسْرٍ أمْ بِیُسْرٍ فَهَذَا مَقَامُ الرَّاضِینَ»؛ روزه دو اثر دارد؛ یکی اثر ظاهری است که همان کم خوردن است و دومی که بالاتر است، کم صحبت کردن و سکوت است که ما به آن «صومِ صمت» می‌گوییم. اگر جلوی زبانت را بگیری و مراعات زبانی داشته باشی، این موجب می‌شود که حکمت پیدا کنی. آن وقت میراث حکمت، معرفت است و معرفت هم یقین را از خود به ارث می‌گذارد و ثمره یقین هم «مقام رضا» است و این همان مقامی است که با آن می‌توانی حجاب‌ها را برطرف کنی.

روزه‌ای برای همه؛ حتی ناتوان‌ها و پیرها

من به آن کسانی که از نظر شرعی معذورند و نمی‌توانند روزه بگیرند و غصه می‌خورند که من محروم شدم از برکات صوم و ماه مبارک رمضان، می‌خواهم بگویم که این دیدگاه و نگرش تو یک نگرش مادی است. شما خیال کرده‌اید که روزه نخوردن و نیاشامیدن است؟ برای تو هم روزه وجود دارد. آنچه بالاتر از «قلّت اکل» و کم خوردن است؛ آن چیست؟ جلوی زبانت را بگیر؛  یک ماه رمضان، از اول تا آخر غیبت نکن، دروغ نگو، تهمت نزن، ایذاء مومن نکن، برو جلوی آفات زبانت را بگیر؛ روزه اینجا هم هست. میراث الصوم این است. بله، اگر صحت مزاج داری و عذر شرعی نداری، قلّت اکل هم در کنارش هست تا درد و اِلم گرسنگی و تشنگی را بچشی که آن هم آثاری دارد.

«روزه شکمی» و «روزه معنوی»

در روایات داریم که فردی خدمت پیغمبر اکرم(ص) آمد و گفت: «من روزه هستم.» حضرت به او فرمود: «استفراغ کن!» دید همین‌طور دارد تکه‌تکه گوشت از حلقش بیرون می‌آید. پرسید: «این چیست؟» حضرت فرمود: «غیبت کرده‌ای! این روزه نیست.» روایت می‌خواهد همین را بگوید که من اشاره کردم. این اصلاً روزه نیست. روزه شکمی هست، ولی روزه معنوی نیست.

«صمت» اصلاً حرف نزدن نیست!

پیغمبر اکرم(ص) فرمود «وَ مِیرَاثُ الصَّمْتِ أنَّهَا تُورِثُ الْحِکْمَةَ»؛ یعنی میراث سکوت، حکمت است. پس معلوم می‌شود منظور از این «صوم صمت» که در روایات هست، «حرف نزدنِ» مطلق نیست، بلکه مراد همان «قلّت کلام» و پرهیز از بیهوده‌گویی است. اتفاقاً بعضی جاها باید حرف بزنی؛ با خدا باید حرف بزنی؛ باید دعا بخوانی. نه اینکه هر چیزی که از دهانت بیرون بیاید را بگویی. آن چیزی که برای تو حُجُب را برطرف می‌کند و تو را به «مقام رضا» می‌رساند، آن را مراقبت کن!



منبع: سخنان
آیت‌الله مجتبی تهرانی به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

به این مطلب امتیاز دهید:

موضوعات: اخلاق اسلامی،
[ یکشنبه 1 مرداد 1391 ] [ 01:52 ب.ظ ] [ سامان کوه گرد ]

ماه مبارک رمضان، و ماه میزبانی زمینیان برای نزول کلام خدا با رحمت و برکت فرا رسیده؛ ماهی که حامل شبی است که از هزار ماه با فضیلت تر است. و در آن شب قرآن نازل شده است:
«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقان‏؛ ‏ ماه رمضان، ماهى كه قرآن در آن نازل شده؛ برای هدایت مردم، همراه با دلائل روشنِ هدایت و تشخیص حقّ از باطل.»


 

ماه مبارک رمضان، و ماه میزبانی زمینیان برای نزول کلام خدا با رحمت و برکت فرا رسیده؛ ماهی که حامل شبی است که از هزار ماه با فضیلت تر است. و در آن شب قرآن نازل شده است:
«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقان‏؛2
راستی آیا ما که پیرو قرآن هستیم و به آن ایمان آورده ایم، تا به حال از خود پرسیده ایم قرآن مردم را به سوی کدام حقیقت هدایت می کند؟ در اولین مواجهه با این پرسش ممکن است کسانی که با قرآن مرتبط اند و تا به حال لااقل بارها در همین ماه مبارک آن را ختم کرده و 6236 آیه نورانی اش را از نظر گذارنده اند این پاسخ به ذهنشان بیاید که، قرآن حکیم با توجه به نیازهای گوناگون بشر حقیقت های متعددی را به او نمایانده است.
بله، ما هم با آنها در این زمینه موافقیم و به فرموده آن خالق رحیم «هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در این کتاب آسمانی، بیان شده است.»  3یعنی هر آنچه بشرِ آفریده شده تا روز واپسین و پس از آن بدان نیاز دارد در این کتاب هدایت گرد آمده است. و اینکه چه کسی توانایی آن را دارد که از این خزانه علم الهی توشه برگیرد، پرسش مهم دیگری است که مجال دیگری می طلبد و ما در اینجا در پی پاسخ به آن نیستیم. اما آنچه این نوشته در پی طرح آن است پاسخ این مسئله است که، اگر تمام آیات این کتاب مقدس را در یک حقیقت گردآوریم، که آن حقیقتِ واحد ترجمان آن آیات و آن آیات راهنمای آن حقیقت باشد این حقیقت چه خواهد بود؟ آیا خدای حکیم و علیم در این بحر عمیق و مواج اشاره ای کلی به این مهم نموده یا آنکه ما را صرفاً با اجزاء متعدد احکام و فرامین -که بی تردید لازم و ضروری اند- رها کرده است؟ اگر چه شاید اکنون نیز پاسخ های دیگری ذهن را به خود مشغول کند که قابل تأمل و تحقیق باشد، لیکن باید ببینیم قرآن خود چه پاسخی به ما می دهد؛ چه آنکه به قول معروف، «از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است».
هدایت به مقصد بزرگ
همان گونه که در آیه آغازین سخن گذشت، هدف از نزول قرآن کریم، هدایت و راه¬نمایی مردمان است. روشن است که هر راه¬نمایی و هدایتی به سوی راه و مقصدی صورت می گیرد. اگر در این آیه خوب دقت کنیم در خواهیم یافت که خداوند متعال در این آیه شریفه دوبار بر این هدف -هدایت- تأکید نموده است: «قرآن برای دادن بیّنات و دلائل بسیار روشن و آشکاری برای هدایت و تشخیص راه حق از باطل نازل شده است.» و این تأکید دلیلی است بر اهمیت و توجه دادن ما به نکته ای درخور توجه. شاید بتوان گفت که خداوند حکیم می خواهد تا فراوانی و تکثر احکام و مناسک یاد شده در این کتاب شریف ما را از هدف کلی آن بازندارد. و حواسمان باشد که برای عمل به احکام جزء جزء، از راه و هدف کلان منحرف نشویم. راهی که خود، مقصد هم هست. و اگر وارد آن شدیم خواهیم توانست با یافتن علائم و نشانه های سعادت و تفسیر و تبیین درست آن به قرب الهی برسیم. قرآن اگر چه برای همه مردم نازل شده اما معنا و مفهوم آن را باید بدون دخالت دادن آراء شخصی از درون خود آن جست. بنابراین از خود قرآن که کلام کامل، دقیق، منسجم و خالی از خلل خالق حکیم است می پرسیم: اکنون که هدف کلی خود را هدایت اعلام کرده، که در یک جمله ما را به کدام مقصد عظیم هدایت و دعوت می کند؟
اگر مطابق روش تفسیری «قرآن به قرآن» که روش معتبر و مورد استناد مفسران4  و اهل بیت، علیهم السلام است عمل کنیم و واژه های مرتبط با «قرآن» را در مجموع آیات جستجو کنیم، روشن خواهد شد که در سراسر آیات، شأن و رسالت قرآن حکیم چیزی جز هدایت گری و دعوت به سوی مقصدی خاص نیست. آنگاه در پرتو پذیرش این دعوت، نتیجه ای دلنشین و گرانسنگ حاصل می آید: رهایی از امراض فکری، روحی و جسمی که از آن با «شفاء» تعبیر شده است:
«اى مردم، براى شما از جانب پروردگارتان موعظه‏اى آمد و شفایى براى آن بیماریى كه در دل دارید و هدایت و رحمتى براى مؤمنان.»5 
و بیان می کند که شفابخشی قرآن حکیم بهره کسانی است که با مقصد و هدف آن همراه و همگام می شوند و دل به دعوتش می سپارند و مسیر حرکت خود را در زندگی با نشانه های آن می سنجند. و آنان که به هدایت او پشت کنند بهره ای جز خسارت ندارند: «و از قرآن آنچه براى مؤمنان شفا و بخشایش است فرو مى‏فرستیم و بر ستمكاران جز زیان نمى‏افزاید.»6  در آیه 44 از سوره فصلت نیز می فرماید: «اگر قرآن را به زبان عجم مى‏فرستادیم، مى‏گفتند: چرا آیاتش به روشنى بیان نشده است؟ كتابى به زبان عجم و [پیامبرى] عرب؟ بگو: این كتاب براى آنها كه ایمان آورده‏اند هدایت و شفاست و آنها كه ایمان نیاورده‏اند گوشهاشان سنگین است، و چشمانشان كور است، چنانند كه گویى آنها را از جایى دور ندا مى‏دهند.»
مقصدِ هدایت
تا این جا روشن شد که قرآن حکیم علاوه بر پرداختن به موضوعات و احکام گوناگونی که پاسخ گوی همه نیازهای انسان در همه زمینه ها است، خود را راه¬نما و دعوت کننده به سوی مقصدی معرفی می کند که بدون شناخت وحرکت در مسیر آن، امکان بهره برداری از این گنجینه بزرگ وجود ندارد. و نتیجه ای جز خسران و زیان برای انسان به بار نمی آورد. اما پرسش این است که مقصد این هدایت و دعوت کدام است؟
برای یافتن پاسخ این پرسش که در واقع پرسش اصلی این نوشته است، باز به سراغ آیات شریفه قرآن می رویم، که: «معنی قرآن ز قرآن پرس و بس»
آیه تعیین کننده
در مجموع آیات شریفه ای که قرآن را به صورت کلی، هدایت کننده و دعوت کننده معرفی می کند تنها یک آیه است که  مقصد دعوت را بیان کرده است. در نهمین آیه از سوره مبارکه اسراء چنین می فرماید:
«إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدی لِلَّتی‏ هِیَ أَقْوَمُ وَ یُبَشِّرُ الْمُؤْمِنینَ الَّذینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبیراً؛
همانا این قرآن به آنچه استوارترین است، هدایت و دعوت مى‏كند و به مؤمنان كه كارهاى شایسته انجام مى‏دهند، بشارت مى‏دهد كه برایشان پاداش بزرگى است.»‏
این آیه تنها آیه ای است که به روشنی و صراحت مقصد هدایت قرآن حکیم را آن هم به روش توصفی نمایان می سازد: «آنچه استوارترین است». پس اگر مصداق و نمونه این وصف روشن شود، تمام مقصود از هدایت و هدف از نزول قرآن بیان خواهد شد.
مفسران در این باره بیاناتی داشته اند؛ از آن جمله علامه طباطبایی(ره) در المیزان، در بخش نخست تفسیر این آیه، مبتنی بر روش قرآن به قرآن، دو آیه زیر را به عنوان شاهد ذکر می کنند. در این آیات واژه «قیّم» به معنای «استوار» به کار رفته است:
«بگو: پروردگار من مرا به راه راست هدایت كرده است به دینى همواره استوار، دین حنیف ابراهیم. و او از مشركان نبود.»7  «پس تو اى رسول، مستقیم به جانب آیین پاك [اسلام] روی آور و پیوسته از طریق دین خدا كه فطرت مردم را بر آن آفریده است پیروى كن كه هیچ تغییرى در خلقت خدا نباید داد؛ این است آیین استوار.» 8
آنگاه ضمن بیان لغوی واژه «أقوم» (=استوارترین) آن را به معنای معتدل ترین حالات انسان بیان می کنند. و می افزایند که، مقصود از اینکه گفته می شود فلان شخص قائم به فلان امر است یعنی آن امر را به بهترین شیوه و همان طور که شایسته و درخور آن است آن را اداره می کند و به نتیجه می رساند. ایشان با اشاره به دو آیه فوق، نتیجه می گیرند که دین استوار، دین اسلام است. این دین، خیر دنیا و آخرت ملت خود را تأمین و تضمین نموده و قائم بر اصلاح حال معاش و معاد ایشان است، زیرا موافق با مقتضیات فطرت انسانى و ناموسى است كه خداوند بر اساس آن ناموس او را خلق كرده و او را به حسب آن ناموس مجهز به ابزارى فرموده كه او را به سوى غایت و هدف از خلقتش و سعادتى كه برایش در نظر گرفته شده راهنمایى مى‏كند. و بنابراین مقصود از عبارت آیه نهم سوره اسراء (که آنچه استوارترین است) نیز ملت حنیف و دین اسلام لکن در مقایسه با سایر ملت ها یا سایر شریعت ها است. 9
چنین به نظر می رسد که سخن مؤلف گرانقدر المیزان در این بخش از تفسیر آیه، متوجه جایگاه و ویژگی شریعت اسلام و امت اسلامی نسبت به غیر معتقدان به قرآن است که هنوز به شناخت رسول اعظم صلوات الله علیه و آله و سلم، و ایمان به کتاب آسمانی اش راه نیافته اند. اما مسئله ما در این نوشتار شناخت مقصد دعوت قرآن برای معتقدان به نبوت رسول خاتم و یافتن راهی برای جلوگیری از تشتط و تفرق در هدف هدایت در مصحف شریف است. اگر چه با روشن شدن این موضوع، راه برای دیگران نیز گشوده خواهد شد. به علاوه اگر در آیاتی که واژه «قیّم» به معنای «استوار» به کار رفته دقت ادبی به خرج دهیم درمی یابیم که موضوع آن شناسایی دین استوار است که از بین همه شریعت ها فقط اسلام را با این وصف معرفی کرده است، اما در آیه نهم سوره اسراء که مورد گفت وگوی ماست، مقصد حقیقی قرآن را «آنچه استوارترین است» معرفی کرده است. بین این دو کاربرد از یک ریشه تفاوت وجود دارد. ضمن آنکه در ادامه همین آیه قرآن کریم به مؤمنان بشارت می دهد که خداوند برایشان اجر و حق بزرگی در نظر گرفته است. و شاید بتوان تفاوت استوار و استوارترین را در برتری جایگاه و مرتبه «ایمان» بر «اسلام» جستجو کرد.10  خداوند حکیم مقصد هدایت قرآن را «آنچه استوارترین است»، بیان کرده است.
علامه طباطبایی(ره) در ادامه بحث، به روایات نقل شده در تأویل آیه می پردازند. دلیل این امر نیز روشن است زیرا حضرات معصومین علیهم السلام در قرآن به عنوان اهل الذکر و کسانی که علم کتاب نزدشان موجود است 11 یاد شده اند.
روایات اهل بیت علیهم السلام، «آنچه استواترین است» را «ولایت و امامت» بیان کرده اند. یعنی قرآن در یک جمله، به سوی ولایت امامان معصوم علیهم السلام، دعوت و راه¬نمایی می کند. این بدان معناست که یگانه شاه راهی که دربردارنده علائم و نشانه های سعادت و تبیین کننده احکام و موازین، و روشن کننده معانی و مصادیق آیات شریفه قرآن است، طریق ولایت است. و در صورت تسلیم شدن فرد در برابر امامت و رهبری عالمانه، خردورزانه و تهی از هیچ گونه جهل، از جانب پیشوایان معصوم و حجت های خدا است که احکام دین، نخست به صورت واقعی و بی کم و کاست بیان می شود، و ثانیاً امکان تحقق و اجرا می یابند. وضعیت امروز مسلمین و دچار شدن به تعدد و تکثر برداشت های گوناگون فرق اسلامی از آیات قرآن و تفاسیر مبتنی بر آراء شخصی دلیلی روشن بر ضرورت بازگشت به گنجینه حقیقی علوم قرآن است.
امام صادق علیه السلام، در تفسیر آیه فوق فرمودند: «كلمه «یهدى» به معناى «یدعو» است، یعنى این قرآن دعوت مى‏كند.» 12 تفسیر عیاشى از حضرت باقرالعلوم علیه السلام، نقل کرده كه فرمودند: «مقصود از «آنچه استوارترین است» ولایت است و قرآن به ولایت دعوت مى‏كند.» 13
علامه طباطبایی(ره) پس از نقل این روایات می افزایند: «ممكن هست كه مقصود از آن، كمال معارف دینى باشد كه نزد امام است، و بخواهد بفرماید: قرآن به سوى آن دین كامل و معارف كامل دینى كه نزد امام است دعوت مى‏كند. و مؤید این احتمال آن است كه در بعضى از روایات نقل شده است: قرآن به سوى امام هدایت مى‏كند.»14  سایر تفاسیر روایی نیز معانی مشابهی برای مقصد دعوت قرآن ذکر کرده اند. از معروف ترین آنها می توان به تفسیر شریف «نورالثقلین» اشاره کرد که ذیل این آیه از امام صادق علیه السلام، نقل کرده است: «[قرآن] به سوی امام هدایت می کند.»15
‏ ماه رمضان، ماهى كه قرآن در آن نازل شده؛ برای هدایت مردم، همراه با دلائل روشنِ هدایت و تشخیص حقّ از باطل.»
در كتاب «معانی الاخبار» از امام موسى بن جعفر، از پدر گرامی اش جعفر بن محمد، از پدر گرامی اش على بن حسین علیهم السلام روایت شده که فرمودند: «امامی از خاندان ما اهل بیت نیست مگر اینکه معصوم باشد. و عصمت در خلقت ظاهری [آشکار] نیست که با آن شناخته شود. و همچنین امامی نیست مگر اینکه منصوص16  باشد.» عرض شد: ای پسر رسول خدا، معنی معصوم چیست؟ فرمودند: «یعنی کسی که درآویخته به ریسمان مستحکم الهی است و این ریسمان همان قرآن است. و قرآن به سوی امام راهنمایی (دعوت) می کند. و این معنای همان فرموده خداست که: «به تحقیق این قرآن به آنچه که استوارترین است هدایت می کند.»
روایات فوق در تفاسیر متعددی از جمله «البرهان فی تفسیر القرآن»، «کنز الدقائق و بحر الغرائب»، «الصافی»، «تأویل الآیات الظاهره»، «القمی» و... نیز نقل شده است. در همین تفاسیر درباره ادامه این آیه شریفه که می فرماید: «و مؤمنان را كه عمل صالح انجام می دهند را به اجر و ثواب عظیم بشارت مى‏دهد.» مقصود از مؤمنان را «آل محمد علیهم السلام» دانسته اند که خداوند برای ایشان حق و اجر بزرگی بر خودش واجب کرده است. بی سبب نیست که در زیارات، دعاها و مناجات ها توصیه شده ایم که خداوند را به حقّ این خاندان که آن را بر خود واجب گردانیده سوگند دهیم: «و أسئلک بحقّهم الذی أوجبت لهم علیک». در فرازهای پایانی زیارت جامعه کبیره به خدای بزرگ چنین عرض می کنیم: «خدایا بی گمان، اگر من شفیعانى نزدیكتر بتو از محمّد و اهل بیت برگزیده‏اش، آن امامان ابرار و پیشوایان اخیار نیكوكار مى‏یافتم هر آینه ایشان را شفیع خود می ساختم، پس تو را به آن حقّ ایشان كه براى آنان بر خود واجب ساخته‏اى درخواست می كنم كه مرا از جمله عارفان نسبت به ایشان و بحقّشان، و در زمره رحمت یافتگان بفیض شفاعتشان درآور، زیرا كه تو مهربانترین مهربانانى.»17
اکنون که این مهم آشکار شد، امیدواریم بتوانیم در شماره های آینده نیز برخی از اسرار دیگر نهفته در آیات قرآن حکیم و نسبت آن با مقصد نهایی دعوت قرآن یعنی ولایت امامان اطهار علیهم السلام، را بیان کنیم.
با توکل بر خدای بزرگ و دعای خیر شما عزیزان


پی نوشت ها

1. ابوذر یاسری
2. سوره بقره، آیه 185.
3.كلیدهاى غیب نزد اوست. جز او كسى را از غیب آگاهى نیست. هر چه را كه در خشكى و دریاست مى‏داند. هیچ برگى از درختى نمى‏افتد مگر آنكه از آن آگاه است. و هیچ دانه‏اى در تاریكیهاى زمین و هیچ ترى و خشكى نیست جز آنكه در كتاب مبین آمده است. (سوره انعام، آیه 59)
4.در این باره ر.ک: مقدمه تفسیر المیزان.
5.سوره یونس، آیه 57.
6.سوره اسراء، آیه 82.
7.قُلْ إِنَّنی‏ هَدانی‏ رَبِّی إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ دیناً قِیَماً مِلَّةَ إِبْراهیمَ حَنیفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكین‏؛ سوره ابراهیم، آیه 161.
8.فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُون؛ ‏سوره روم، آیه30
9.ترجمه المیزان، ج‏13، ص64.
10.«اعراب بادیه‏نشین به تو گفتند ایمان آوردیم. بگو: نه، هنوز ایمان نیاورده‏اید و باید بگویید اسلام آوردیم چون هنوز ایمان در دلهاى شما داخل نشده‏»؛

11.سوره حجرات، آیه 14.
12.سوره رعد، آیه 43.
13.فروع كافى، ج 5، ص 13، ح 1. تفسیر عیاشى، ج 2، ص 283، ح 25.
14.
برهان، ج 2، ص 409، ح 2
15. تفسیر نور الثقلین، ج‏3، ص 141

16. معین شده؛ به ثبوت رسانیده؛ آنچه از آیات قرآن و احادیث که صریح و آشکار باشد و محتاج به تأویل نبود. (فرهنگ معین، واژه «منصوص»)
17.  مفاتیح الجنان.

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

به این مطلب امتیاز دهید:

موضوعات: اخبار مهدویت و جهان اسلام،
برچسب ها: قرآن، ماه رمضان،
[ یکشنبه 1 مرداد 1391 ] [ 01:46 ب.ظ ] [ سامان کوه گرد ]
آنچه در میانمار به عنوان یک نسل کشی در حال وقوع است و از سوی رسانه های غربی در یک بایکوت خبری به سر می برد را باید در رابطه با دالایی لاما؛ رهبر بوداییان و همکار سازمان جاسوسی آمریکا بررسی کنیم.

تبت، سرزمین مقدس بودائیان و مرتفع ترین منطقه مسکونی جهان است، که از آن با نام "بام جهان" نیز یاد می شود، در جمهوری خلق چین و در مرز هند واقع شده است. پایتخت سنتی تبت، شهر لهاسا است که اکنون مرکز استان تبت چین است. اداره امور این سرزمین، که معمولا تحت حمایت چین بوده، از قرن هفدهم به بعد بر عهده رهبر مذهبی بوداییان تبتی بود که عنوان «دالایی لاما» را دارد.

بقیه در ادامه مطلب...

ادامه مطلب

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

به این مطلب امتیاز دهید:

موضوعات: اخبارسیاسی و مطالعات،
برچسب ها: هولوکاست، مسلمانان، میانمار، دالایی لاما،
[ جمعه 30 تیر 1391 ] [ 01:39 ب.ظ ] [ سامان کوه گرد ]
امام صادق (ع) فرمود:
«من صام ثلاثه ایام من شعبان وجبت له الجنه و کان رسول الله صلی الله علیه و آله شفیعه یوم القیامه » هر که سه روز از ماه شعبان را روزه بدارد، بهشت برای او واجب گردد و رسول خدا درروز قیامت شفیعش خواهد بود.

در ماه شعبان امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را جمع می کرد و می فرمود:


»معاشر اصحابی اتدرون ای شهر هذا؟ هذا شهرشعبان و کان رسول الله(ص) یقول: شعبان شهری. الا فصوموا فیه محبه لنبیکم و تقربا الی ربکم، فوالذی نفس علی بن الحسین بیده، سمعت ابی الحسین یقول: سمعت امیرالمومنین(ع) یقول: من صام شعبان محبه لنبی الله و تقربا الی الله عزوجل، احبه الله عزوجل و قربه من کرامته یوم القیامه و اوجب له الجنه «.
یاران من! می دانید این چه ماهی است؟ این ماه شعبان است که رسول خدا(ص) می فرمود: شعبان ماه من است، پس در آن روزه بگیریدبه خاطر محبت و دوستی پیامبرتان و برای تقرب به پروردگارتان،به همان خدایی که جان علی بن الحسین در دست اوست از پدرم حسین بن علی(ع) شنیدم که امیرالمومنین علیه السلام می فرمود: هر که به خاطر محبت پیامبر و برای تقرب به خدای عزوجل ماه شعبان راروزه بدارد، خداوند او را دوست خواهد داشت و به کرامتش در روزرستاخیز نزدیک خواهد کرد و بهشت را بر او واجب خواهد گردانید.
رسول خدا(ص) در روایت مفصلی درباره ماه شبعان و رمضان می فرماید:
«شعبان شهری و رمضان شهر الله عزوجل فمن صام شهری کنت له شفیعا یوم القیامه و من صام شهر الله عزوجل آنس الله وحشته فی قبره و صل وحدته و خرج من قبره مبیضا وجهه آخذا الکتاب بیمینه و الخلد بیساره حتی یقف بین یدی ربه عزوجل فیقول: عبدی فیقول لبیک سیدی. فیقول عزوجل: صمت لی؟ فیقول: نعم یا سیدی فیقول تبارک و تعالی: خذوا بید عبدی حتی تاتوا به نبیی فاوتی به فاقول صمت شهری فیقول نعم فاقول له: انا اشفع لک الیوم قال فیقول الله عزوجل اما حقوقی فترکتها لعبدی و اما حقوق خلقی فمن عفا عنه فعلی عوضه حتی یرضی. قال النبی فآخذ بیده حتی انتهی به الی الصراط فاجده زحفا زلقا لایثبت علیه اقدام الخاطئین، فآخذ بیده فیقول لی صاحب الصراط: من هذا یا رسول الله؟ فاقول هذا فلان باسمه من امتی، کان قد صام فی الدنیاشهری ابتغاء شفاعتی و صام شهر ربه ابتغاء وعده، فیجوز الصراطبعفو الله عزوجل حتی ینتهی الی باب الجنه فاستفتح له فیقول رضوان ذلک الیوم امرنا ان نفتح الیوم لامتک.
قال ثم قال امیرالمومنین(ع):
صوموا شهر رسول الله(ص) یکون لکم شفیعا و صوموا شهر الله تشربوا من الرحیق المختوم و من وصلها بشهر رمضان کتب له صوم شهرین متتابعین ».
شعبان ماه من است و رمضان ماه خدای عزوجل. پس هر که ماه مراروزه بدارد، در روز قیامت شفیعش خواهم بود و هر که ماه خدا راروزه بدارد خداوند در قبرش وحشتش را از بین می برد و او رامانوس می سازد و تنهائیش را می زداید و هرگاه از قبرش خارج شودبا روی سفید و در حالی باشد که در دست راستش کتابش را گرفته وجاودانگی را در دست چپش و می آید تا در برابر خدای عزوجل قرارگیرد پس خداوند به او می فرماید: بنده ام! پاسخ می دهد: لبیک یامولای من! خداوند می فرماید: به خاطر من روزه گرفتی؟
عرض می کند: آری مولای من، پس خداوند تبارک و تعالی می فرماید:
(ای فرشتگانم) دست بنده ام را بگیرید و او را نزد پیامبرم بیاورید. پس او را به حضور رسول خدا می رسانند. پس من به اومی گویم: ماه مرا روزه گرفتی؟ (شاید مقصود جزئی از ماه شعبان باشد نه همه اش) می گوید: آری! پس من به او می گویم: من امروزشفاعتت می کنم.
سپس خدای عزوجل می فرماید: اما من از حقوق خودم به خاطر بنده ام گذشتم و اما حقوق دیگر بندگانم که بر گردن او هست، هر که ازاو بگذرد و عفوش کند، من آنقدر تعویضش می کنم تا راضی گردد.
رسول خدا(ص) فرمود:
پس من دست او رامی گیرم تااینکه او را به صراط می رسانم، پس آن راصاف ولغزنده می یابم که گامهای خطاکاران برآن ثابت نشود و بلغزد،پس من دست او را می گیرم، فرشته موکل به صراط می گوید: ای رسول خدا، این کیست؟ می گویم: این فلان است (اسمش را می آورم) او درماه من (شعبان) به خاطر دریافت شفاعتم، روزه گرفته و ماه خدا(رمضان) را به خاطر وعده الهی روزه گرفته، پس در بهشت را برای او می گشایم و رضوان (فرشته بهشت) می گوید که در آن روز به ماامر می شود که در بهشت را بر امتت بگشائیم.
سپس امیرالمومنین(ع) فرمود: ماه رسول خدا را روزه بدارید تادر روز رستاخیز شفیعتان باشد و ماه خدا را روزه بگیرید تا ازرحیق مختوم (شراب گوارای بهشتی) بیاشامید و هر که ماه شعبان را به ماه رمضان بپیوندد، برای او پاداش دو ماه پی در پی نوشته شود.
ابوالصلت هروی گوید: در آخرین جمعه از ماه شعبان خدمت امام هشتم علیه السلام مشرف شدم. حضرت فرمود:
ای اباالصلت! ماه شعبان بیشترش گذشت و اینک جمعه آخرش فرارسیده پس تلافی کن در این چند روز آخر، آنچه از تقصیرهایت دراین ماه گذشته است و روآور به آنچه برای تو سودمند است وبسیار دعا کن و از خدا طلب آمرزش گناهانت نما و قرآن را بسیارتلاوت کن و از گناهانت توبه کن تا چون ماه مبارک رمضان فرا رسدخود را برای خدا خالص و آماده گردانیده باشی و امانت کسی رادر گردن خود نگذار جز آنکه آن را ادا کنی و کینه مومنی را دردل قرار نده جز آنکه بیرونش کنی و تقوای الهی داشته باش و براو در پنهان و آشکار توکل کن زیرا هر که بر خدا توکل کند، خدااو را بس است و در بقیه این ماه بسیار خدا را بخوان. و اما درفضیلت ماه رمضان آنقدر روایت از معصومین(ع) رسیده است که کتاب ها برای نوشتن لازم است، همین بس که در این ماه خدا، درهای بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می شود و پاداش کارهای خیر مضاعف و دو برابر می گردد; پس باید بسیار تلاش کرد که خدای نخواسته درهای جهنم بر رویمان باز نشود.


این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

به این مطلب امتیاز دهید:

موضوعات: اخبار مهدویت و جهان اسلام،
برچسب ها: شعبان،
[ جمعه 2 تیر 1391 ] [ 10:24 ق.ظ ] [ سامان کوه گرد ]
در حالی که مردم بحرین خواسته های حداقلی خود را به طور مسالمت آمیز دنبال می کنند رژیم با تشدید سرکوب مردم و در پیش گرفتن انواع روش های آن، همه قشرها از جمله کودکان را قربانی قدرت طلبی خود می کند.
بحرین نمادی آشکار از دوگانگی مواضع بین المللی است، زیرا کشورهای غربی و عربی در حالی که درباره حوادث سوریه بزرگنمایی می کنند، توجهی به موضوع بحرین ندارند.
مردم بحرین با گذشت شانزده ماه از قیام کاملا مسالمت آمیز خود علیه رژیم آل خلیفه از خواسته های خود دست نکشیده اند این در حالی است که رژیم به جای توجه به خواسته های برحق آنها با پشتیبانی نظامیان سعودی با گلوله خواسته های مسالمت آمیز آنها را پاسخ می گوید.
آنچه در پی می‏آید حوادث چند روز گذشته و امروز پنجشنبه اول تیر 1391 و چهارصد و نود و چهارمین روز قیام اسلامی مردم بحرین است:



                              بقیه در ادامه مطلب...

مشاهده ادامه مطلب...

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

به این مطلب امتیاز دهید:

موضوعات: اخبار مهدویت و جهان اسلام،
برچسب ها: بحرین،
[ پنجشنبه 1 تیر 1391 ] [ 08:48 ب.ظ ] [ سامان کوه گرد ]
ظاهرا سناریوی اهانت به امامان معصوم (علیهم السلام)به صورت هماهنگ توسط مرتدین عامل غرب و وهابیت هنوز ادامه دارد.

 در ادامه سناریوی تخریب امامان معصوم (علیهم السلام)، ملازاده مدیر شبکه وهابی وصال فارسی، به دنباله روی از سلمان رشدی ها و شاهین نجفی ها، به سبک دیگری از تخریب ائمه معصومین پرداخته و گفت: «امام جعفر صادق {ع} اصلا شیعه نبود.»

این مدیر شبکه وهابی در سخنانی مضحک، افزود: «امام صادق{ع} رافضی نبود و به امامت و عصمت اعتقادی نداشت بطوری که آن حضرت حتی با رافضیان مناظره می کرد.»



این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

به این مطلب امتیاز دهید:

موضوعات: اخبار مهدویت و جهان اسلام،
برچسب ها: امام صادق (ع)،
[ پنجشنبه 1 تیر 1391 ] [ 10:45 ق.ظ ] [ سامان کوه گرد ]
توییتر چیست؟ بنیان گذاران آن چه کسانی هستند؟ هدف از راه اندازی این شبکه اجتماعی چه بوده است؟ نقش توییتر در سازمان دهی انقلاب ها و اعتراضات داخلی چیست؟ آیا توییتر به ابزار جاسوسی سرویس های اطلاعاتی تبدیل شده است؟ برای آشنایی با زوایای بیشتر این شبکه اجتماعی با ما همراه شوید...

 




                                بقیه در ادامه مطلب...

مشاهده بقیه در ادامه مطلب...

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google buzz اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب

به این مطلب امتیاز دهید:

موضوعات: جنگ نرم،
برچسب ها: توییتر،
[ جمعه 19 خرداد 1391 ] [ 11:21 ق.ظ ] [ سامان کوه گرد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 33 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری

کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی

ای آنکه در حجابت دریای نور داری

من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟

برعکس چشمهایم چشمی صبور داری

از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما

کوک است ساز دلها، کی میل شور داری؟

در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت

کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
كل بازدیدها : نفر





Powered by WebGozar

Future Google PR for montazeranmahdi313.mihanblog.com - 2.09
لوگوی دوستان:
علائم ظهور اخر زمان مبارزه با فراماسونری دجال صهیونیسم
پایگاه اطلاعاتی شهدای خوزستان

http://jc313.ir/upload/ax/logo.gif

سایت مهدوی ناصرالمهدی

فرج12 - تصویر واقعی صهیونیسم دانلود نرم افزار بیداری اندیشه

شیعه آرت


لوگوی ما